هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

292

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

على پس از بيعت حال كه اسلام در صورت پايبنديش به موضع سرسختانهء خود نسبت به خلافت در معرض خطر قرار مىگرفت از دنياى خلافت دست شست و به جمع آوردن قرآن آنچنان كه خداوند بر پيامبرش نازل فرموده بود و نيز شرح و توضيح پيچيدگيهاى آن پرداخت و به مكتب خانه‌اش روى آورد و مردمى كه او را مشعلى از انوار محمد ( ص ) يافتند كه زندگى معنوى و اجتماعى ايشان را روشنايى مىبخشد و مشكلات و مسائل آنان را مىگشايد ، به گردش ، جمع آمدند . اگر چه مردم بنا به مصالح سياسى خاصى كه آنها را در بر گرفته بود گفته‌هاى پيامبر را در جانشينى و خلافت او را ناديده گرفتند نمىتوانستند اين سخنش را به فراموشى سپارند كه فرموده بود : من شهر علم هستم و على دروازهء آن است و هر آن كس كه مىخواهد به شهر درآيد بايد كه از دروازه‌اش بگذرد . آنها نمىتوانستند پيوند عميق او را با پيامبر كه باعث شده بود او چيزهايى از وى بگيرد كه ديگران امكانش را نداشتند - منكر شوند حال آنكه خود گفته بود : پيامبر خدا هزار درب علم را به من آموخت كه از هر دربى ، هزار درب برويم گشود و روزى كه آيهء : « وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » ( الحاقه - 12 ) ( و گوشهاى شنوايى آن را بتوانند شنيد ) نازل شد از پيامبر خدا ( ص ) شنيدند كه فرمود : از خداوند خواستم كه گوشهايت اى على ، همان گوشهاى شنوا باشند و او اجابتم كرد . و پس از آن از على ( ع ) شنيدند كه فرمود : به خدا سوگند هيچ سخن و مطلبى از شنيده‌هاى خود از پيامبر را فروگذار نكردم و هيچ‌كدام را فراموش ننمودم .